محمد باقر النجفي
30
مدينه شناسى ( ط مشعر ) ( فارسى )
« در طايفهء خود كسى را نمىشناسيم كه او را بدْر خوانند . » لذا اعتمادى به اين مستندات ندارد . « 1 » با اين همه ابنمنظور و طُريحى به گفتهء الشعبى باور دارند كه : « إنّهُ ( بدر ) إسم بئر هناك ، قال : و سمّيت بدراً لأنّ الماء « 2 » كان لرجل من جهينة إسمه بدر » . « 3 » « شعبى » ، بدر را از « بنوجُهَينه » دانسته است . به نظر مىرسد كه همهء مدينهشناسان در اينكه منطقهء بدر قديم در منازل جهينه و محلّ تلاقى مسير قافلههايى است كه از جنوب جزيره به سوى تهامه و بالعكس و از مكّه به سوى شام در رفت و آمدند ، ترديدى به خود راه ندادهاند . « 4 » اين موقعيّت را « دائرةالمعارف الإسلاميّه » در يك جمعبندى از آراء جغرافىدانان ، چنين به رشتهء كلامِ مجمل در آورده است : « بدر ؛ قرية إلى الجنوب الغربي من المدينة على مسيرة ليلة من الشاطىء ، و هي عند ملتقى طريق المدينة بطريق القوافل الذاهبة من الشام إلى مكّة » . « 5 » مسير مكّىها از جنوب و مدنىها از شمال در قريهء بدر متّصل مىگشت و آنان به موازات درياىاحمر به سوىشمال ، عازمشاممىشدند . چنينتقاطعى ، بهقريهءبدر موقعيّتى خاصبخشيده و آنرا بهصورت بازارى جهت ارائهء كالاهاى تجارى مكّىها به سرپرستى
--> ( 1 ) . آلوسى ، « بلوغالارب » جزء اوّل ، ص 193 ، چاپ سوم ، دارالكتب الحديثه ، قاهره ، 1342 ه . ق . ( 2 ) . « بدر نام چاهى در آن منطقه است و اكنون بدر را الماء آب مىنامند . » ( 3 ) . ابنمنظور ، « لسانالعرب » ج 4 ، ص 50 ، دار صادر ، بيروت و نيز : طُريحى در « مجمعالبحرين » ، چاپ افست ، سنگى ، مصطفوى ، ص 230 ، باب « ما اوّله الباء » . نيز نك : قمى ، « سفينةالبحار » ، ج 1 ، ص 93 ، چاپ دارالمرتضى ، بيروت ؛ مجلسى ، « بحارالأنوار » ج 19 ، ص 318 ؛ طبرسى ، « اعلامالورى » ص 85 ( 4 ) . در بارهء منازل جُهَيْنه نك : حمدالجاسر ، « بلاد ينبع » ، صص 173 - 156 ، چاپ داراليمامه ، رياض . ( 5 ) . « بدر ، دهكدهاى است در جنوب غربى مدينه ، بهفاصلهء يك شب تا ساحل دريا ، كه بر دو راهى جادهء مدينه و مسير عبور كاروانهاى شام به مكه قرار دارد » . « دائرةالمعارف الإسلاميّه » ، ج 3 ، الف / ب ، ص 444 . نيز نك : قزوينى ، « آثار البلاد و اخبار العباد » ، ص 78